سيد علي اكبر قرشي

987

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

عكس آن است ، مواردى از هر دو نوع معنى در « نهج » آمده است . دربارهء بنى هاشم و بنى اميهّ فرموده : « و هم اكثر و امكر و انكر و نحن افصح و انصح و اصبح » حكمت 120 بنى اميه زياد هستند و فريبكارتر و زشت كردار ، ما بنى هاشم فصيحتر در زبان و خير خواه‌تر و نيكو منظرتريم . و نيز فرموده : « الفقيه كلّ الفقيه من لم يقنّط الناس من رحمة اللّه . . . و لم يؤمنهم من مكر اللّه » حكمت 90 منظور از مكر اللّه عذاب خداست . مكه : لفظ مكهّ زادها اللّه شرفا دو بار در « نهج » آمده است ، در وصف رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرموده : « مولده بمكّة و هجرته بطيبة علابها ذكره و امتّد منها صوته » خ 161 230 ، ولادتش در مكهّ و هجرتش در مدينه شده در آنجا آوازه‌اش بلند و دعوتش گسترش يافت . به قثم بن عباس فرماندار مكهّ نوشت : « و مر اهل مكّة ان لا يأخذوا من ساكن اجرا فانّ اللّه سبحانه يقول سواء العاكف فيه و الباد » نامهء 67 458 ، به اهل مكهّ بگو از حجّاج كه به مكهّ مى آيند چيزى ( اجاره خانه‌اى ) نگيرند كه خداوند فرموده : مقيم و مسافر در آنجا يكى است ، فقهاء فتوى داده‌اند كه اجاره دادن خانه‌هاى مكهّ جايز نيست . ( واى بر سعوديهاى بى ايمان ) . مكن : افعالى از اين ماده مشتّقند از قبيل امكن ، مكّن تمكّن و غيره كه همه به معنى قدرت و اقتدار و قدرت دادن به كار مى روند ، احتمال هست كه اصل همه از « كون » به معنى بود و هست باشد ، مواردى از آن در « نهج » آمده است به معاويه مى نويسد : « و يندم من امكن الشيطان من قياده فلم يجاذبه » نامهء 48 423 ، پشيمان خواهد شد آنكه شيطان را به كشيدنش امكان داد و با او منازعه نكرد . « مكين » داراى مكانت و منزلت و قدرت « قرار مكين » خ 163 رحم مادر است كه تمكن دارد براى تربيت نطفه و يا داراى عظمت و منزلت است . مل ء : ( مثل جسر ) مقدارى را گويند كه ظرفى را پر كند و به - فتح اول - پر كردن است خواه پر كردن با آب باشد با غير آن « املاء » : پر كردن « ملاء » ( مثل شرف ) جماعت و جماعت اشراف كه زمين يا چشم بينندگان را پر مى كنند . مواردى از آن